|
یه دختــــــر که گاهی,خطی مینویسه! |
|
|
حکایت رفاقت من با تو ،
حکایت "قهوه" ایست ، که امروز به یاد تو ..... تلخِ تلخ نوشیدم ! که با هر جرعه ، ... بسیار اندیشیدم... ، که این طعم را دوست دارم یا نه ؟! و آنقدر گیر کردم بین دوست داشتن و نداشتن ، که انتظار تمام شدنش را نداشتم ! و تمام که شد ، فهمیدم ، باز هم قهوه می خواهم ! حتی ، تلخِ تلخ ! شبیه "باز هم " ماندنِ من ، با توی تلخِ بی معرفتِ بی معرفت ... برچسبها: من و تو
+
تاريخ بیستم بهمن 1390ساعت 11:59 نويسنده پي آر اس
|
________________ دخترک خنده کنان گفت...______________________
خیلییییییی دلم گرفته
گریه میخوام . نه ، گریه هامو میذارم واسه روزای سخت تر. دارم از دوست پسرم جدا میشم... نمیدونم کار درستی میکنم یا نه... آخه خیلی حواسش به دخترای دیگست ، دوستام ، دخترای فامیل و آشناشون ، تو کوچه و خیابون که میریم... قابل تحمل نیست برام. قرار ازدواج داشتیم ولی نمیخوام با یه همچین مردی باشم. خدایا تو برام کافی هستی.ممنونم ازت...
+
تاريخ سیزدهم بهمن 1390ساعت 1:13 نويسنده پي آر اس
|
________________ دخترک خنده کنان گفت...______________________
تو این مدتی که مونده بود به کنکور یه چشمم اشک بود یه چشمم خون!! تازه بعد یک سال یادم افتاده بود درس نخوندم و فکر میکردم دیگه حاضر نیستم یک سال دیگه پول کلاسا و کتابا و همایشها رو بدم!
یک سال دیگه صبح کله سحر برم دنبال درس و شب برم خونه و حتی روشنایی روز رو فقط از پنجره کلاس ببینم... حتی جمعه هام از این آزمون به اون آزمون... خلاصه اینکه پیش دانشگاهی سالی بود که فقط شب واسه خواب شبانه میتونستم بیام خونه ٬سالی که خیلی سخت گذشت٬ با این وجود با آدمای نازنینی آشنا شدم همونا باعث شدن همونقدر که سخت گذشت سال شیرینی هم تو زندگیم بود. و شیرین ترین لحظه ٬لحظه ی گرفتن نتیجه بود که خیلی بهتر از اون شد که فکر میکردم! خستگی یک سال از تنم دراومد... برای همه کنکوریهای بعد از این آرزوی موفقیت دارم و میگم که هرجا سختی بکشید واقعن نتیجه شو میگیرید. نه تنها واسه کنکور که در تمام زندگی. خدا لطف بزرگی به من کرد.تشکر خدای مههربونم.
+
تاريخ شانزدهم مرداد 1390ساعت 22:7 نويسنده پي آر اس
|
________________ دخترک خنده کنان گفت...______________________
خوشحال و شاد و خندانم قدر دنیا رو میدانم
یادش بخیر بچه بودیم دقیقن مثه این شعر بودیم! ولی حالا حال بابام خوبه من اینجوریم...خوشـــــــــــــال،شــــــــــــــــــاد،خنــــــــــــــــــــــــــدان.
+
تاريخ پنجم خرداد 1390ساعت 22:36 نويسنده پي آر اس
|
________________ دخترک خنده کنان گفت...______________________
از وقتی تو رفتی قلبم سمت راست سینه ام میزند
قلب سمت چپم را که دادم برای تو. حالا انگار قلب معنوی ام میتپد اینهم برای اینکه تو شاد باشی ... امروز که با آسانسور نزول میکردم 2بار در 2 طبقه متوقف شدم هردفعه از شکاف مبهم در دستی دیدم که آمد برای باز کردن اما نکرد و من تنها به سفر در تونل ادامه دادم کسی چه میداند؟ چه تضمینی هست که آن سایه مبهم ملکه ذهن من نبود؟ ملک الموت با استرس...استرس میم راستی از پیشکشم راضی هستی؟ قلب سمت چپم را میگویم آخ که چه سرد و مغموم و حجیمی فشرده است قلّبم در نبودنت.سمت راستی گویا پ.ن:برای بابای مهربانم که سهمش از دنیای این روزا تختی گوشه ی اتاق سی سیــــــــــــ... اما من خیلی خوشحالم چون میتونست خیلی بدتر باشه ولی الان عالیه.شکرت خـــــــــــــــــــــــــــــدا لطفا براش دعا کنید
+
تاريخ یکم خرداد 1390ساعت 13:32 نويسنده پي آر اس
|
________________ دخترک خنده کنان گفت...______________________
چه حکایتی بود امروز!از بین اون همه آدم رد شدم و به تو رسیدم...بین اون همه فقط تو رو انتخاب کردم...عاشقتم ای یار مهربانم٬دانا و خوش زبانم:دی
دوستای جدیدمو معرفی میکنم:کرگدن٬قلعه حیوانات٬چند روایت معتبر٬استخوان خوک و دست های جذامی٬حکایت عشقی بی قاف بی شین بی نقطه.
+
تاريخ هفدهم اردیبهشت 1390ساعت 23:14 نويسنده پي آر اس
|
________________ دخترک خنده کنان گفت...______________________
دفعه اول که این آهنگو پشت کامپیوتر از پیج یک نفری شنیدم سیخ شدم و با خودم گفتم خدایا مردم چقدر خزن!!
بعد یکم فکر کردم با خودم گفتم حالا همه مردم خزن فقط تو خوبی؟!!! یه بار دیگه آهنگو پلِی کردم ولی با دیدی متفاوت و کمی هم قـــــــــــــــِر چاشنیش کردم...گفتم بذار این بار از منظر یه عاشق اینو بشنوم....... وقتی با منی حواستو جمع کن***وقتی پیشمی شیطونیطو کم کن نه این وَر نه اون ور فقط خودمو نگا کن(۲) نه این وَر نه اون ور جلوی پاتو نگا کن(۲) چشمات واسه من نگات واسه من*** تو حرف میزنی صدات واسه من تو ناز میکنی ادات واسه من*** حتی گل خنده هات واسه من بگو چشماتو از غریبه میبندی ***بگو هیجا بلند بلند نمیخندی بذا تا به همه آدما ثابت شه*** که تو به عشق من همیشه پا بندی البته همینجا از خانوما معذرت میخوام شاعر زیادی غیرتی بوده:دی ی ی خلاصه اینکه اگه دنیارو زیادم سخت نگیری خوش میگذره.
+
تاريخ سیزدهم اردیبهشت 1390ساعت 20:11 نويسنده پي آر اس
|
________________ دخترک خنده کنان گفت...______________________
رفتارش درست مثل اینه که یه مشت فحش آبدار بهت بده بعد بگه خوب عزیزم تو چرا ساکتی اینقدر؟یکم از خودت خودت بگو...
بعـــــــــــــــد تو میمانی یک نگاه . این بار تو عاقل...او سفیه
+
تاريخ پانزدهم فروردین 1390ساعت 10:0 نويسنده پي آر اس
|
________________ دخترک خنده کنان گفت...______________________
بدجوری آمپر چسبوندم!!
تو چشم کسی که تاحا کمتر از شما بهش نگفته بودم زل زدم گفت حیـــــــــــــــــــــــــوون همیشه فکر میکردم یه بعد حیوانی پشت همه کاراش هست که خوب جلو همه نشونش داد. اولین قرص آرام بخش زندگیم رو سر همین قضیه خوردم...
+
تاريخ یکم اسفند 1389ساعت 20:26 نويسنده پي آر اس
|
________________ دخترک خنده کنان گفت...______________________
+
تاريخ بیست و پنجم دی 1389ساعت 1:18 نويسنده پي آر اس
|
________________ دخترک خنده کنان گفت...______________________ |
|